تبلیغات
بصیرت مهدوی

   علت ازدواج امام جواد با دختر مامون......
مامون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرائط دشوار سیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها، تصمیم‏ گرفت‏ خود را به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)نزدیک سازد، و بر همین اساس با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم (علیه السلام)می‏خواست ‏سیاست چند بعدی خود را به مورد اجرا بگذارد. پاسخ اجمالی مامون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرائط دشوار سیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها، تصمیم‏ گرفت‏ خود را به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)نزدیک سازد، و بر همین اساس با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم (علیه السلام)می‏خواست ‏سیاست چند بعدی خود را به مورد اجرا بگذارد.  از سوی دیگر، عباسیان از این روش مامون که احتمال می‏رفت‏ خلافت را از بنی عباس به علویان منتقل سازد، سخت ناراضی بودند و به همین جهت ‏به مخالفت‏ با او برخاستند و چون امام (علیه السلام) توسط مامون مسموم و شهید شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مامون روی آوردند.  مامون کار زهر دادن به امام (علیه السلام) را بسیار سری و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد و از همین رو برای پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزاداری می‏کرد،  اما با همه ی پرده پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام (علیه السلام)جز مامون کسی نبوده است،  لذا سخت دل آزرده و خشمگین گردیدند و مامون بار دیگر حکومت‏ خویش را در معرض خطر دید و برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه ی دیگری آغاز کرد  و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت‏ به امام جواد-علیه السلام-تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده ‏ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا-علیه السلام-در نظر داشت از این وصلت نیز بدست آورد.  بر اساس همین طرح بود که امام جواد-علیه السلام-را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا-علیه السلام-از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم گذشت (و قبلا آن را نقل کردیم) دختر خود «ام الفضل‏» را به همسری حضرت در آورد

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : یا مهدی | نظرات
از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر  با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر  لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر  عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر  در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر...!!

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : یا مهدی | نظرات

  • paper | قالب وبلاگ | قالب وبلاگ